تبليغاتX
حرفي از جنس زمان
سرویس خبری زنان ایبنانیوز / مقاله / محسن صیدالی بختیاری*
 
مقدمه:

توسعه فرایند ارتقا و بهبود مستمر شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... یک جامعه در طی زمان است، به گونه ای که بهترین شرایط ممکن محقق شود. بدیهی است در توسعه طی فرایند برنامه ریزی، هدف "رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب" می باشد و هر وضع مطلوبی نسبت به شرایط قبل از خود وضعیت مطلوب و نسبت به شرایط آینده، وضع موجود تلقی می گردد.

توسعه پایدار (Sustainable Development)، امروزه یکی از زمینه های اساسی بحث های توسعه و در حقیقت رویکرد و پارادایم فکری غالب در بحث های توسعه است. این رویکرد در تحول و تطور نظریات توسعه از جمله توسعه همه جانبه یا هماهنگ ( Comprehensive Development ) و نیز توسعه یکپارچه (Integrated Development)، در بحث های علمی و نظری توسعه وارد گردید.

بر پایه شالوده همه سویه نگری و کل گرائی، تعریف توسعه را می توان چنین دانست: روندی است فراگیر در جهت افزایش توانائیهای انسانی-اجتماعی، برای پاسخگوئی به نیازهای انسانی-اجتماعی، ضمن آنکه در پرتو ارزش های فرهنگی جامعه و بینش های پایداری جهان، پالایش یابند (Sarrafi,۱۹۹۲,۱۹). اینگونه توسعه، نیازهای کنونی را بدون کاهش توانائی نسل های آتی در برآوردن نیازهایشان، برآورده می کند و توسعه ای پایدار است (W_ord Commission on Environment _and Development,۱۹۸۷,۴۳).

امروزه در اغلب کشورهای جهان، زمینه و عرصه حضور زنان در بستر توسعه فراهم گردیده است و زنان به عنوان نه تنها به عنوان یک جنسیت، بلکه با جایگاه ها و موقعیت های متنوع و متفاوت برخاسته از توانمندی ها و مهارت های علمی-تخصصی و نیز با فرصت هایی که جامعه و نظام سیاسی در اختیار آنان قرار می دهد، به نقش آفرینی در عرصه توسعه می پردازند.

در اغلب نوشته های پس از جنگ جهانی دوم تا نیمه های دهه ۱۹۶۰، مفهوم "زن"، به منزله یک جنس به کار برده شده است و نشان از تفاوت های زیست شناختی میان زن و مرد داشته است. در سوای این مفهوم، زن به سان موجود، با مشکلات و مسائل خاص خود و جدا از مرد دیده شده است. برنامه های توسعه مبتنی بر رویکرد "زن در توسعه"، بر اعطای امتیازاتی به زنان و دریافت سهمی از منافع به دست آمده پیش می برد (مرکز امور مشارکت زنان، ۱۳۸۱).

جنسیت و توسعه

مفهوم جنسیت و توسعه در دهه ۱۹۸۰، جایگزین مفهوم زن در توسعه شد. مفهوم جنسیت و توسعه تنها به مسائل زنان برنمی گردد؛ بلکه به ساخت اجتماعی و سپردن نقش های اجتماعی و مسولیت ها به زنان و مردان بر اساس توانائیهای فیزیکی و روحی و انتظارات مشخصی که جامعه از ایشان دارد، مربوط می باشد. این مفهوم همچنین ماهیت مشارکت زنان را تحلیل نموده و علاوه بر آن به طبقه بندی کار زنان که در آن کار در خانه نادیده گرفته شده است، توجه می نماید (منبع پیشین).

امروزه بحث منابع انسانی و مسائل مربوط به آن، یکی از محورهای اساسی و انکارناپذیر نظریه های توسعه محسوب می شود و پرورش منابع انسانی و استفاده بهینه از این منابع ضروری تلقی می گردد. در هیچ یک از نظریه های اخیر توسعه، منظور از منابع انسانی تنها مردان نیستند. این ضرورت در کشورهای در حال توسعه بارزتر است. جمهوری اسلامی ایران، هم به عنوان کشوری در حال توسعه و هم به عنوان جامعه ای که سه دهه گذشته، انقلابی سیاسی-اجتماعی را پشت سر گذاشته است، براساس نظریات نوسازی سیاسی، ناگزیر به استفاده از قوای انسانی و فکری همه اعضای جامعه خود (اعم از زن و مرد) می باشد (شجاعی، ۱۳۸۳: ۲۳۸).

در سال های پس از انقلاب اسلامی ایران، ضمن اینکه زمینه توجه به زنان، احترام به شأن و جایگاه والای آن در جامعه بر اساس تعالیم دینی و نبوی، توسعه آموزش و پرورش و آموزش عالی در کشور و بهره مندی زنان از آن فرام گردید؛ تلاش ها و فعالیت های شایسته نهادهای انقلابی از جمله نهضت سواد آموزی در عرصه تعلیم و تربیت زنان و جهاد سازندگی سابق در زمینه تقویت و تشویق مهارت ها و استعدادهای زنان در عرصه صنایع دستی و تولیدات روستایی، نیز در توسعه حضور بیش از پیش و مشارکت روزافزون زنان، موثر واقع گردید. علاوه بر این در برنامه های توسعه بعد از انقلاب و از جمله در برنامه سوم توسعه (ماده ۱۵۸)، به مسائل زنان اشاره شده است. از جمله زمینه ها و محورهایی که توانمند سازی (Empowerment) و مشارکت زنان را تقویت و فعال می نماید. با توجه به توانمندی ها و فرصت های موجود در زاگرس مرکزی در عرصه منابع طبیعی و نیز افزایش شمار نخبگان، تحصیلکردگان زن در این منطقه، می بایست با برنامه ریزی اصولی در عرصه کارآفرینی برای آنان، فعالانه ماموریت تحقق بخش هایی از توسعه پایدار زاگرس مرکزی را برعهده بگیرند.

در این میان، همانطور که در اعلامیه پکن آمده است، توانمندی های زنان و مشارکت کامل آنان بر پایه برابری در همه زمینه های جامعه، از جمله مشارکت در فرآیند تصمیم گیری و دسترسی به قدرت برای حصول برابری، توسعه و صلح لزوم بنیادین دارد و پیشرفت زنان و حصول برابری میان زنان و مردان، موضوعاتی است که به حقوق بشر مربوط است و امور دیگر، شرطی برای عدالت اجتماعی است و لذا نباید آنها را به عنوان امری از امور زنان، منفک از امور دیگر لحاظ کرد. این موضوعات تنها طریق ساختن جامعه ای پاینده، عادلانه و توسعه یافته است. توانمندسازی زنان و برابری میان زنان و مردان، پیش شرط های حصول امنیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی میان مردم است. بنابراین بدون مشارکت کامل نیروی انسانی در هر جامعه ای، دموکراسی، حقوق بشر و توسعه ناتمام می ماند (شجاعی، ۱۳۸۱: ۳۷۸).

شاخص توانمند سازی جنسیتی (ارتقای توانمندی ها برحسب جنسیت)، GEM، میزان مشارکت فعالانه زنان در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به نمایش می گذارد. این معیار بر مشارکت تمرکز نموده، نابرابری جنسیتی را در عرصه های کلیدی سیاسی، اقتصادی و تصمیم گیری، اندازه گیری می کند و درصد زنانی را که در مشاغل مدیریتی جامعه هستند و همچنین، عدم تساوی جنسیتی را در استقلال اقتصادی به شکلی که کسب درآمد منعکس می شود، پیگیری می کند (شجاعی، ۱۳۸۳: ۳۷۷).

از مهم ترین عناصر ساختاری این شاخص می توان به موارد زیر اشاره کرد: مدیران و کارکنان عالی رتبه، متخصصان و دستیاران، سهم نسبی درآمد زنان و سهم کرسی های اشغال شده توسط زنان در مجلس (منبع پیشین، ۳۷۷).

بدیهی است که گنجاندن اهداف جنسیت و توسعه در مراحل مختلف برنامه ریزی به همه امکانات کشور نیاز دارد. اولاً این اهداف باید مشخص و تعریف شوند و سپس در برنامه وارد گردند. ثانیاً چون این مفهوم ها و هدف ها جدید هستند و با روش ها و اندیشه های متعارف مربوط به توسعه تفاوت هایی دارند، ضرورتاً باید گروهی از حامیان آگاه به مباحث جنسیت که مسائل ویژه زنان و مردان را کاملاً در می یابند به صورتی متمرکز پدید آیند و در تشریح اهداف مورد نظر تلاش ورزند. ثالثاً حمایتی که قرار است صورت گیرد، باید به همه سطوح اجرایی و تلاش های توسعه کشانده شود. چنین اقدامی، موجب می شود تا فعالیت هایی منظم و برنامه ریزی شده برای آموزش بوروکراسی در زمینه جنسیت و توسعه، انجام پذیرد (مرکز امور مشارکت زنان، ۱۳۸۳).

توسعه پایدار زاگرس مرکزی و جایگاه زنان

منطقه زاگرس مرکزی به دلایل متعددی نتوانسته است، همانند سایر مناطق کشور در زمینه توسعه به جایگاه مناسب خویش دست یابد. این در حالی است که تنوع و تکثر منابع طبیعی و توانهای محیطی-اکولوژیک این منطقه، نسبت به سایر نواحی و مناطق ایران قابل توجه است. یک از عمده ترین مشکلات و تنگناهای توسعه منطقه زاگرس مرکزی را باید فقدان و نقصان در زمینه بسترهای مشارکت زنان در عرصه توسعه و فراهم نبودن حضور و مشارکت آنان می باشد. اگرچه زنان ایران زمین (بویژه در جامعه عشایری و روستایی) از دیرباز دوشادوش مردان در فعالیت های اقتصادی خانوار از جمله کار در منزل، مزارع، باغات، دامداری و دامپروری و نیز در گذرگاه های سخت کوچ از ییلاق به قشلاق مشارکت داشته و دارند، اما حضور و مشارکت زنان زاگرس نشین در دهه های گذشته در عرصه فعالیت های اجتماعی به دلیل مسائل خاص فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی فراهم نبوده است؛ هرچند حرمت، قداست و جایگاه زنان در منطقه زاگرس مرکزی تا بدان حد قابل احترام بوده است که به گاه سوگند یاد کردن قسم به "شیر مادران و گیسوان بلند آنان" شاهدی بر صداقت و صلابت مردمان زاگرس نشین بوده است.

زنان در منطقه زاگس میانی همچنین در زمان بروز مسائل و مشکلات خاص زندگی کوچ نشینی و روستایی، دوشادوش مردان در رفع مشکلت جامعه خود تلاش می کردند. در شرایط خاص زندگی عشایری که گاه نبرد با دشمن انسانی و طبیعی را به همراه داشته است، زنان زاگرس نشین اسلحه بر دوش و در زمان سختی ها و ناملایمات و جنگ با طبیعت ابزار کار و تلاش و مجاهدت بر دست، به پایمردی مردان و همسرانشان حضوری همیشگی داشته اند.

در این میان، پایین بودن نرخ سواد در بین مردم زاگرس و به تبع آن در بین زنان در سال های قبل از انقلاب اسلامی، فراهم نبودن زمینه آموزش و تحصیلات برای آنان و نیز موانع فرهنگی و اقتصادی در راه تحقق این موارد و استفاده صرف از توان و نیروی کار زنان در راستای تقویت اقتصاد خانوار، از عمده ترین موانع موانع عدم تحقق مشارکت زنان در توسعه پایدار زاگرس مرکزی میباشد؛ مسأله ای که در ده های اخیر، همانند سایر مناطق کشور در این منطقه ملموس بوده و هست.

با عنایت به اینکه امروزه در فرایند توسعه پایدار زاگرس مرکزی به تبع توسعه پایدار ملی، استفاده از ظرفیت ها و توانمندی های موجود در زمینه نیروی انسانی امری اجتناب ناپذیر و الزامی است، لازم است تا با شناخت نقاط قوت و ضعف توسعه این منطقه از یکسو و فرصت ها و تهدیدهای موجود از دیگرسو، با برنامه ریزی جامع نگر و سیستمی و با یک دید آمایشی، در برنامه ریزی توسعه پایدار لحاظ گردند. از آنجاییکه آمایش سرزمین پیشنیاز اصلی و اساسی توسعه پایدار تلقی می گردد و عبارت از ساماندهی نظام فعالیت، جمعیت و محیط (فضا) می باشد، یکی از اضلاع آمایش، جماعات انسانی (زنان و مردان) و میزان مشارکت و فعالیت های آنان است. بدین لحاظ، با دریافتن تنگناها و فرصت ها و با دیدی ماموریت گرا می توان زمینه مشارکت زنان را در تحقق ماموریت اساسی در توسعه زاگرس مرکزی که همانا توسعه پایدار و متوازن می باشد، تسهیل کرد و به توانمندسازی زنان در این منطقه کمک کرد.

نفی باورهای غلط درخصوص تحصیل و اشتغال زنان از سوی خانواده ها و جوامع سنت گرای زاگرس مرکزی (که البته در چندساله اخیر روند مثبتی را طی نموده است)، توسعه شهرنشینی و شهرگرایی، افزایش منابع اطلاعاتی و کسب خبر، تاثیرگذاری قشر تحصیلکرده و دانش آموختگان بر نظام فکری، اعتقادی و باورهای خانواده ها و تحکیم روابط و مناسبات خانواده ها و شهرها، تقویت پیوندهای روستاشهری و ... همه در فراهم ساختن بسترها و زمینه های مشارکت زنان در توسعه موثر بوده اند.

در کنار عوامل یادشده باید به یکسری الزامات و بایدها و باورهای لازم رفتاری – عملکردی از سوی زنان از جمله تقویت و بهبود ارتباطات اجتماعی مبتنی بر احترام و اعتماد متقابل با جامعه و به ویژه جنس مخالف، مشارکت بیشتر در جامعه در فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در راستای ایجاد سرمایه اجتماعی زنان اشاره نمود.

امید است با تحقق پیش شرط های یادشده، در آینده ای نزدیک شاهد آن باشیم که زنان زاگرس مرکزی، استوار و توانمند و زاینده و سرشار چونان رشته کوه های زاگرس در صحنه های مختلف اجتماع ظاهر شوند و در توسعه پایدار و سازندگی ایران، حضور مؤثر یابند و بی شک این حضور چشمگیر خواهد بود؛ یقین بدانیم که افزایش مشارکت و توانمندسازی زنان زاگرس مرکزی نه تنها منافاتی با توسعه و بهبود شرایط زندگی در این منطقه ندارد بلکه زنان می توانند و باید به نیروی فعال توسعه پایدار منطقه زاگرس میانی تبدیل شوند.

* دانشجوی دکتری تخصصص جغرافیا و برنامه ریزی روستایی - دانشگاه شهید بهشتی تهران - مدرس دانشگاه - پژوهشگر مسائل جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی

منابع:
- شجاعی، زهرا (۱۳۸۳)، زنان فردا، مجموعه سخنرانی ها و مقالات زهرا شجاعی، مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز امور مشارکت زنان، جلد اول، ناشر، شرکت انتشارات سوره مهر
- شجاعی، زهرا (۱۳۸۳)، زنان فردا، مجموعه سخنرانی ها و مقالات زهرا شجاعی، مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز امور مشارکت زنان، جلد دوم، ناشر روزنو
- موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی (۱۳۸۱)، مجموعه مقالات همایش، چالش ها و چشم اندازهای توسعه ایران، دفتر دوم، گزارش هم اندیشی زنان و توسعه، تهیه کننده: مرکز امور مشارکت زنان (ریاست جمهوری)، تدوین: موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی، تهران
Sarrafi, Mozaffar (۱۹۹۲). ”Planning The_ory _and Development”, Discussion Paper No, ۳۲.Vancouver, UBC School of Regional Planning. Word Commission on Environment and Development, (WCED ) (۱۹۸۷). Our Commission Future. Oxford University Press.
+ نوشته شده توسط میناشیروانی ناغانی در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 و ساعت 10:35 |
 وقتی فرشته ای به نام مادر لبخند بزند تو عشق را احساس می كنی و انگار كه خدواند لبخند زده، مادر پیغمبر زیبای عشق است و روز مادر بهانه ای برای قدر دانی از كسی است كه با باران عاطفه های خود، اندوه را از قلب زدوده و مرهمی از ناز و نوازش را بر زخم های زندگی می گذارد.
  

                       به بهانه روز مادر/ ساعتی در میان مادران سرای سالمندان شهركرد
 
یكی از وظایف مهم دینی و اخلاقی ما، احسان به پدر و مادر است و در قرآن كریم، به كرات احسان به آنان، توصیه شده ، به گونه ای كه نیكی به پدر ومادر، پس از یكتاپرستی از واجب ترین واجبات است، همان گونه كه آزردن پدر و مادر پس از شرك، از بزرگ ترین گناهان است.

هم چنین در چند جای قرآن كریم، خداوند متعال، احسان به والدین را در كنار توحید و نفی شرك آورده و پس از فرمان به توحید یا نهی از شرك، به احسان نسبت به پدر و مادر فرمان داده است.

تأكید قرآن كریم بر احسان به پدر و مادر نشان از عظمت والای مقام آنان، در فرهنگ اسلامی دارد.

گزارشگر ایرنا به بهانه روز مادر، بازدید از یك سرای سالمندان در شهركرد داشت تا با مادران سالمند به بهانه این روز و تهیه یك گزارش به سخن بنشیند، این گزارش را در ادامه می خوانید.

با جعبه ای شیرینی در دست زنگ آیفون درب كرمی بزرگی را درخیابان شریعتی شهركرد كه بارها و بارها از كنار آن عبور كرده بودم و نمی دانستم كه چه گنجینه ای از تجارب روزگار(مادران جهان دیده) در آن است، به صدا در آوردم.

وارد مجتمع 'سالمندان مادر شهركرد' كه شدم فضای مصفا و پر از بوی گلهای رز مشامم را پر كرد، دو مادر سالمند در حیات نسشته بودند به محض اینكه به آنها سلام دادم با زبان بختیاری جواب دادند.

وقتی فهمیدم كه زبان محلی بلدند با زبان محلی روز مادر را به آنها تبریك گفتم و شیرینی تعارف كردم، یكی از آنها به زبان محلی گفت، چرا برایم گل نیاوردی!

همراه این دومادرمهربان پس از طی هشت پله به قسمت اصلی خانه سالمندان رسیدیم، سه اتاق مملو از تخت‌های فلزی‌ چشم مان را خیره كرد، به خاطر تراكم چیدمان تخت ها، فضای خالی كمی میان هر كدام از تخت ها وجود داشت.

مهجوریت این مكان و چهره های آرام مادران ساكن این سرا، بغض گلویم شد، مادران این سرا از تمام اقوام مختلف استان از جمله ترك، دهكردی و بختیاری، خیره حضور یك غریبه شده بودند.

بالاخره خانم مهربانی با لباس سفید به پیشواز آمد بعد از گذشتن از اتاق بزرگی كه دیگر اتاق ها به آن ختم شده بودند، به اتاق رییس مجتمع سالمندان هدایت شدم .

ساختمان دو طبقه است، همراه خانم پرستار به بازدید از سالمندان طبقه اول رفتیم در همین حین چشمم به خانمی افتاد كه بدون زحمت دادن به خودش برای برگشتن و دیدن ما، از طریق آیینه ای كه در دست دارد، محیط اطرافش را رصد می كرد.

نامش زیور است و 60 سال سن دارد، ازدواج نكرده ولی به همه جوان ها توصیه می كند كه ازدواج كنند، چرا كه تنهایی انسان را از پا در می آورد.

دربالكن باصفای طبقه اول تعدادی از سالمندان روی صندلی نشسته اند و به باغچه پر از گل حیات می نگرند، بدون اینكه كلامی با هم سخن بگویند، سكوتشان را با تبریك روز زن می شكنم، یكی از آنها كه كتایون نام دارد، می گوید: فرزندانم پس از فوت همسرم دیگر تمایلی به نگهداری از من نداشتند و به همین علت مرا برخلاف خواست خودم به سرای سالمندان آوردند.

وی می گوید: اگر چه از كم محبتی فرزندانم در سرپرستی ام دلگیر شده ام، اما باز هم دلم برای دیدن آنها طاقت نمی آورد و هر موقع به دیدنم می آیند، آنها را با آغوش گرم پذیرا هستم.

رمپی كه برای سالمندانی كه از صندلی چرخدار استفاده می كنند، نظرم را جلب می كند این رمپ فلزی از بالكن شروع می شود و به كنار باغچه داخل حیات ختم می شود.

بعد از گذشت از 15 پله با عرض كم به طبقه دوم ساختمان رسیدیم، همانند طبقه اول نور به اندازه كافی وجود دارد و سه اتاق به یك هال بزرگ كه تلویزیون در آن قرار دارد، ختم می شود.

به محض ورود صدای گریه خانمی دلم را می آزارد، احوالش را جویا می شوم، گویی بیش از 80 سال سن دارد، پرستار می گوید: اسمش فاطمه است، تازه به اینجا آمده هنوز به فضای خانه سالمندان عادت نكرده است.

روز زن را به او تبریك می گویم، او نیز اشك هایش را پاك كرده و ملتمسانه می گوید: به دخترانم بگویید من اینجا را دوست ندارم، می خواهم به منزل خودم برگردم.

ساعتم را نگاه می كنم تقریبا به ساعت سه بعد از ظهر نزدیك می شویم یواش یواش بستگان سالمندان برای ملاقات به مجتمع وارد می شوند.

مرد میانسالی كه به سمت اتاق مادرش می رود در پاسخ سوال ما كه چند وقت یكبار به مادرتان سر می زنید و آیا از اینكه مادرتان به آسایشگاه آورده اید راضی هستید؟ می گوید: هفته ای یكبار به دیدنش می آیم ، خوب ما دوست داریم كه او نزد خودمان زندگی كند اما او به خدمات پرستاری ویژه تری از خانه نیاز دارد.

'مرتضی م' می افزاید: من از اینكه او را به كسانی سپرده‌ ام كه خدمات بهتری ارایه می كنند ، راضی هستم.

به سمت اتاقی می روم كه كنار اتاق فیزیوتراپ و ایستگاه پرستاری مجتمع سالمندان قرار دارد، یكی از مادارن سالمند با ایما و اشاره سعی می كند، چیزهایی را به من بفهماند، پرستار می گوید: او سكته مغزی كرده و این سكته قدرت تكلمش را گرفته ، نمی تواند صحبت كند.

معاون توانبخشی بهزیستی چهارمحال و بختیاری می گوید: 12 مركز نگهداری سالمندان در استان وجود دارد كه 9 مركز روزانه ، سه مركز شبانه روزی و یك مركز به صورت سیار فعالیت می كند.

'تهمینه اسماعیلیان' با بیان اینكه دو مركز مربوط به بانوان سالمند و یك مركز مربوط به مردان سالمند است، می افزاید: سالمندانی كه نیاز به خدمات پزشكی و پرستاری بیشتری دارند در این مراكز هستند و آخرین راهكار برای خانواده ها آوردن سالمندان به مراكز شبانه روزی است.

وی بیان می كند: با توجه به زندگی ماشینی و كاركردن زن و مرد در بیرون از خانه، سالمندانی را كه نیاز به نگهداری و پرستاری روزانه دارند به مركز روزانه بهزیستی می آورند.

اسماعیلیان ظرفیت مجتمع سالمندان مادر شهركرد را 50 نفر عنوان می كند و می گوید: در حال حاضر 30 نفر در این مجتمع زندگی می كنند و امكان ملاقات وابستگانشان در تمام روزهای هفته از 9 تا 11 صبح و از دو تا چهار بعد از ظهر وجود دارد.

وی می افزاید: با توجه به اینكه جمعیت كشور از 6/6 درصد سالمند به سمت 10 درصد سالمند پیش می رود باید خدمات سالمندان دربخش روزانه و تیم سیار فعالتر شود و توسعه یابد.

یك كارشناس ارشد روانشناسی می گوید: سالمندانی كه در مراكز شبانه روز زندگی می كنند نیاز به مراقبت های بیشتری در زمینه تغذیه و بهداشت و درمان دارند.

'مریم امینی' می افزاید: سالمندان با زندگی در تنهایی دچار اضطراب و افسردگی دوران پیری می شوند كه برای آنان بسیار خطرناك است و شاید آمدنشان به عنوان آخرین راهكار به خانه سالمندان مناسب باشد.

وی بیان می كند: برخی فكر می كنند كه پدر و مادر پیرشان قدرت درك فرزندانشان را ندارند و بعضی اوقات با تندخویی موجب ناسازگاری در خانواده می شوند بنابراین خانه سالمندان را مكانی بهتر برای سالمند می دانند.

امینی می گوید: بهترین مكان برای سالمندان كانون گرم خانواده است و جوانترها باید بدانند كه تندخویی بعضی از پدربزرگ ها و مادربزرگ ها به دلیل كهولت سن و اقتضای این دوران است.

وی یادآور می شود: مادران و پدران امروز باید به این نكته توجه داشته باشند كه فرزندان هر كاری را از بزرگترها یاد می گیرند و امروز هرچه آنان سالمندان را بیشتر تكریم كنند در دوران كهولت خود، محبت های بیشتری از سوی فرزندان خواهند دید.

گزارش از میناشیروانی

 

+ نوشته شده توسط میناشیروانی ناغانی در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 و ساعت 12:47 |
نماد شیطان در صداوسیمای چهارمحال و بختیاری
نماد شیطان در صداوسیمای چهارمحال و بختیاری
 
گزارش / سرویس فرهنگی ایبنانیوز

وقتی به فهرست نام ها و علایم شبکه های تلوزیونی صداوسیمای ایران نگاه می کنید، خوشحالید از آنکه در میان ملتی با این گستره ی فرهنگی بزرگ و تنوع قومی زندگی می کنید؛ ملتی که دستاوردهای هنری و فرهنگی هر کدام از گوشه گوشه ی خاک آن سرمایه ای است برای وحدت رشک برانگیز مردمی که هزاران سال در کمال آرامش و با احترام به یکدیگر زندگی کرده اند. 

خوشبختانه صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نیز تلاش نموده است تا با احترام به فرهنگهای بومی، سد محکمی در مقابل فرهنگهای وارداتی غرب ایجاد کند و اغلب شبکه های تلوزیونی سراسری و محلی (استانی) صداوسیما از چنین حالتی برخوردارند و شمار روز افزون مخاطبان برخی شبکه های استانی مؤید همین امر است. 

اما متاسفانه وجود برخی غفلتها در انتخاب نام و نماد برخی دیگر از این شبکه ها نشان می دهد که ما هنوز تا رسیدن به هوشیاری کامل در مقابل دشمنان جمهوری اسلامی ایران راه دشواری را در پیش داریم. 

"جهان بین" نامی است که بعنوان نام شبکه استانی صداوسیمای چهارمحال و بختیاری انتخاب شده است. گفته میشود نام این شبکه برگرفته از کوهی به همین نام در استان چهارمحال و بختیاری است. ولی این نام قله، حتی برای اهالی استان چهارمحال و بختیاری آشنا نبوده و نامأنوس است و آرم (علامت) این شبکه نیز بطرز تعجب آمیزی فاقد مؤلفه های بومی استان می باشد. هر کارشناس فرهنگی آشنا با فرهنگ استان چهارمحال و بختیاری، در همان نگاه اولیه، انتخاب نام و طراحی آرم این شبکه تلویزیونی را، به علت عدم تجانس با فرهنگ بومی استان و عدم امکان برقراری ارتباط فرهنگی و نمادشناسی با اهالی این خطه، یک اشتباه ارزیابی خواهد کرد. 

(عکس شماره 1 : آرم رسمی شبکه صداوسیمای چهارمحال و بختیاری)

بسیاری از کارشناسان و دلسوزان فرهنگ استان چهارمحال و بختیاری معتقدند اگر نام و نماد شبکه استانی از میان نام ها و نمادهای فرهنگی "آشنا و همه فهم" همچون کوهرنگ، زاگرس، زردکوه و... انتخاب می شد، اعتمادسازی سریعتر و قوی تری بین مردم استان و این شبکه تلویزیونی صورت می گرفت. با توجه به اینکه بیشتر اهالی ایران و جهان، استان چهارمحال و بختیاری را به عنوان ذخیره گاه معنوی و انسانی فرهنگ کوچ باستانی ایل بختیاری می شناسند، بی شک استفاده از نام و نمادهای مرتبط با این فرهنگ، می توانست اعتماد مردم درون و بیرون استان را بخوبی جلب نماید. 

اما نگرانی ها زمانی بیشتر می شود که کلمه "جهانبین" را در موتورهای جستجو جستجو کنید. در این میان، برخی کارشناسان فرهنگی، به شباهت نام و آرم شبکه "جهانبین" با نام و نماد "چشم جهانبین" یا "مثلث جهانبین" (نماد اصلی شیطان پرستی و فراماسونری) اشاره کرده و خواستار تغییر نام این شبکه به منظور جلوگیری از تبلیغ نمادهای شیطان پرستی و نیز احترام به فرهنگ بومی مردم استان شدند اما پاسخ در خوری از مسئولان امر دریافت نکردند. 

آرم شبکه استانی چهارمحال و بختیاری (عکس شماره 1 )، شامل تک چشم زرد رنگ و مثلث یا هرم نوک تیز نارنجی رنگ و زمینه آبی آسمانی، دقیقاً دربردارنده اجزای مختلف طرح کلاسیک "چشم جهانبین" در امریکا بعنوان نماد شیطان پرستی است؛ چراکه در طرح "چشم جهانبین"(عکس شماره ۲ ، نیمه ی سمت چپ) نیز شاهد تک چشم زردرنگ، مثلث یا هرم نوک تیز نارنجی رنگ و پسزمینه آبی آسمانی هستیم.

به عبارت دیگر، مثلث و چشم جهانبین که تشکیل دهنده اجزای اصلی نماد شیطان پرستی هستند، در آرم شبکه صداوسیمای چهارمحال و بختیاری به روشنی خودنمایی می کنند. کافی است در گوگل اصطلاح "مثلث جهانبین" یا "چشم جهانبین" را سرچ کنید و ببینید پژوهشگران معنایی جز فراماسونری برای این دو نماد درنظر گرفته اند؟!

(عکس شماره 2 : چشم جهانبین، علامت شیطان پرستی و فراماسونری)

استان چهارمحال و بختیاری محل سکونت یکی از ریشه دارترین و ولایتمدارترین اقوام ایرانی است (بطوریکه پژوهشگران از ایل بختیاری به عنوان بزرگترین گروه جمعیتی تماماً شیعه در جهان اسلام نام برده اند) و مردمش بلحاظ عشق راستین به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) شهره ی خاص و عام هستند، و نیز به دلیل گویش، پوشش و طبیعت زیبای خود ویژگی های منحصر بفردی دارند. و جای تأسف است که در انتخاب نام و نماد شبکه تلوزیونی این استان که می بایست معرف پاره ای از این ظرفیتها باشد، از یک نماد مشکوک شیطان پرستی و ضد دینی استفاده شده است. چرا باید نام و نماد "چشم و مثلث جهانبین لوسیفر" یا چشم شیطان که مهمترین نماد شیطان پرستان و فراماسونری است، به عنوان نام و نماد شبکه محلی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در چهارمحال و بختیاری تبدیل شود؟ پاسخی جز این نمی توان داد که اصلی ترین آموزه فراماسونری در ایران، ایجاد تفرقه بین اقشار مختلف ایران و هدف گرفتن "اتحاد ملی و انسجام اسلامی" کشور ایران است؛ آموزه ای که در استان چهارمحال و بختیاری نیز عده ای از غفلت مسئولان ارشد سوءاستفاده کرده و در قالب ایجاد اختلاف بین اقشار مختلف استان مشغولند. و بعید نیست تحمیل این نام فراماسونری بر شبکه صداوسیمای استان نیز کار همین عده بوده که به دنبال ایجاد شکاف های موهوم و اختلاف فرهنگی خودساخته در استان بوده و هستند.

(عکس شماره 3 : ابلیسک و رمی جمره در آئین اسلامی و ابراهیمی حج)
گفتنی است چشم جهانبین یا لوسیفر یا چشم شیطان، نماد دشمنی با خدا و مسیح در بین مسیحیان به شمار می رود. در تعالیم اسلامی نیز دجال از نیروهای شرور آخرالزمان، تک چشم است. شیطان پرستان اعتقاد دارند که چشم در بالای هرم چشم شیطان است و بر همه جا نظارت و اشراف دارد. این نماد بر روی دلار آمریکا نیز به کار رفته است. در تعالیم تورات، شیطان موجودی است تک چشم؛ زیرا هنگامی که ابراهیم(ع) قصد بنا کردن کعبه را داشت، شیطان در سر راه او قرار گرفت و پیامبر خدا به او سنگی انداخت و آن سنگ چشم راست شیطان را کور کرد و از ان روز به بعد شیطان فقط یک چشم (چشم چپ) دارد. مسلمانان نیز در سنت ابراهیمی "رمی جمرات"، اشاره ای عرفانی و تاریخی به نبرد نور و ظلمت دارند و هر یک از مسلمانان در مناسک حج باید همچون ابراهیم(ع) به سمت ستون سنگی "جمره" (که دقیقاً به شکل همان نماد شیطان پرستی است) چند سنگریزه پرتاب کند. 

به نظر می رسد فراماسونها که در اندیشه ی بازسازی دوباره ی معبد سلیمان و استیلای برجهان هستند، امروزه در غرب با نفوذ به مکاتب هنری و معماری بناهای بزرگ و مشهور جهان، سعی در تحمیل این نماد دارند و از بنای کاخ سفید تا بسیاری از آثار هنری و شبکه های تلویزیونی و صنعت فیلمسازی مدام در پی مطرح نمودن این نماد هستند. 

کارکنان و مدیریت شبکه محلی صداوسیمای استان چهارمحال و بختیاری، در سالهای اخیر تلاش کرده تا عقب ماندگی ها به ویژه در "برنامه سازی با در نظر گرفتن مختصات فرهنگی منطقه" را جبران کند ولی به زغم نخبگان، هنوز در بخش مهمی از تولیدات این شبکه شاهد "بی اعتنایی به ظرفیت عظیم فرهنگی ساکنان بومی این منطقه"، هستیم؛ امری که همواره مورد انتقادات هنرمندان و کارشناسان مستقل بوده است.

مطالب مرتبط:
- نام شبکه "جهانبین" دهن کجی به بختیاریهاست
+ نوشته شده توسط میناشیروانی ناغانی در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 9:41 |
Click on the slide!
+ نوشته شده توسط میناشیروانی ناغانی در چهارشنبه نهم فروردین 1391 و ساعت 8:55 |