توسعه فرایند ارتقا و بهبود مستمر شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... یک جامعه در طی زمان است، به گونه ای که بهترین شرایط ممکن محقق شود. بدیهی است در توسعه طی فرایند برنامه ریزی، هدف "رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب" می باشد و هر وضع مطلوبی نسبت به شرایط قبل از خود وضعیت مطلوب و نسبت به شرایط آینده، وضع موجود تلقی می گردد.
توسعه پایدار (Sustainable Development)، امروزه یکی از زمینه های اساسی بحث های توسعه و در حقیقت رویکرد و پارادایم فکری غالب در بحث های توسعه است. این رویکرد در تحول و تطور نظریات توسعه از جمله توسعه همه جانبه یا هماهنگ ( Comprehensive Development ) و نیز توسعه یکپارچه (Integrated Development)، در بحث های علمی و نظری توسعه وارد گردید.
بر پایه شالوده همه سویه نگری و کل گرائی، تعریف توسعه را می توان چنین دانست: روندی است فراگیر در جهت افزایش توانائیهای انسانی-اجتماعی، برای پاسخگوئی به نیازهای انسانی-اجتماعی، ضمن آنکه در پرتو ارزش های فرهنگی جامعه و بینش های پایداری جهان، پالایش یابند (Sarrafi,۱۹۹۲,۱۹). اینگونه توسعه، نیازهای کنونی را بدون کاهش توانائی نسل های آتی در برآوردن نیازهایشان، برآورده می کند و توسعه ای پایدار است (W_ord Commission on Environment _and Development,۱۹۸۷,۴۳).
امروزه در اغلب کشورهای جهان، زمینه و عرصه حضور زنان در بستر توسعه فراهم گردیده است و زنان به عنوان نه تنها به عنوان یک جنسیت، بلکه با جایگاه ها و موقعیت های متنوع و متفاوت برخاسته از توانمندی ها و مهارت های علمی-تخصصی و نیز با فرصت هایی که جامعه و نظام سیاسی در اختیار آنان قرار می دهد، به نقش آفرینی در عرصه توسعه می پردازند.
در اغلب نوشته های پس از جنگ جهانی دوم تا نیمه های دهه ۱۹۶۰، مفهوم "زن"، به منزله یک جنس به کار برده شده است و نشان از تفاوت های زیست شناختی میان زن و مرد داشته است. در سوای این مفهوم، زن به سان موجود، با مشکلات و مسائل خاص خود و جدا از مرد دیده شده است. برنامه های توسعه مبتنی بر رویکرد "زن در توسعه"، بر اعطای امتیازاتی به زنان و دریافت سهمی از منافع به دست آمده پیش می برد (مرکز امور مشارکت زنان، ۱۳۸۱).
جنسیت و توسعه
مفهوم جنسیت و توسعه در دهه ۱۹۸۰، جایگزین مفهوم زن در توسعه شد. مفهوم جنسیت و توسعه تنها به مسائل زنان برنمی گردد؛ بلکه به ساخت اجتماعی و سپردن نقش های اجتماعی و مسولیت ها به زنان و مردان بر اساس توانائیهای فیزیکی و روحی و انتظارات مشخصی که جامعه از ایشان دارد، مربوط می باشد. این مفهوم همچنین ماهیت مشارکت زنان را تحلیل نموده و علاوه بر آن به طبقه بندی کار زنان که در آن کار در خانه نادیده گرفته شده است، توجه می نماید (منبع پیشین).
امروزه بحث منابع انسانی و مسائل مربوط به آن، یکی از محورهای اساسی و انکارناپذیر نظریه های توسعه محسوب می شود و پرورش منابع انسانی و استفاده بهینه از این منابع ضروری تلقی می گردد. در هیچ یک از نظریه های اخیر توسعه، منظور از منابع انسانی تنها مردان نیستند. این ضرورت در کشورهای در حال توسعه بارزتر است. جمهوری اسلامی ایران، هم به عنوان کشوری در حال توسعه و هم به عنوان جامعه ای که سه دهه گذشته، انقلابی سیاسی-اجتماعی را پشت سر گذاشته است، براساس نظریات نوسازی سیاسی، ناگزیر به استفاده از قوای انسانی و فکری همه اعضای جامعه خود (اعم از زن و مرد) می باشد (شجاعی، ۱۳۸۳: ۲۳۸).
در سال های پس از انقلاب اسلامی ایران، ضمن اینکه زمینه توجه به زنان، احترام به شأن و جایگاه والای آن در جامعه بر اساس تعالیم دینی و نبوی، توسعه آموزش و پرورش و آموزش عالی در کشور و بهره مندی زنان از آن فرام گردید؛ تلاش ها و فعالیت های شایسته نهادهای انقلابی از جمله نهضت سواد آموزی در عرصه تعلیم و تربیت زنان و جهاد سازندگی سابق در زمینه تقویت و تشویق مهارت ها و استعدادهای زنان در عرصه صنایع دستی و تولیدات روستایی، نیز در توسعه حضور بیش از پیش و مشارکت روزافزون زنان، موثر واقع گردید. علاوه بر این در برنامه های توسعه بعد از انقلاب و از جمله در برنامه سوم توسعه (ماده ۱۵۸)، به مسائل زنان اشاره شده است. از جمله زمینه ها و محورهایی که توانمند سازی (Empowerment) و مشارکت زنان را تقویت و فعال می نماید. با توجه به توانمندی ها و فرصت های موجود در زاگرس مرکزی در عرصه منابع طبیعی و نیز افزایش شمار نخبگان، تحصیلکردگان زن در این منطقه، می بایست با برنامه ریزی اصولی در عرصه کارآفرینی برای آنان، فعالانه ماموریت تحقق بخش هایی از توسعه پایدار زاگرس مرکزی را برعهده بگیرند.
در این میان، همانطور که در اعلامیه پکن آمده است، توانمندی های زنان و مشارکت کامل آنان بر پایه برابری در همه زمینه های جامعه، از جمله مشارکت در فرآیند تصمیم گیری و دسترسی به قدرت برای حصول برابری، توسعه و صلح لزوم بنیادین دارد و پیشرفت زنان و حصول برابری میان زنان و مردان، موضوعاتی است که به حقوق بشر مربوط است و امور دیگر، شرطی برای عدالت اجتماعی است و لذا نباید آنها را به عنوان امری از امور زنان، منفک از امور دیگر لحاظ کرد. این موضوعات تنها طریق ساختن جامعه ای پاینده، عادلانه و توسعه یافته است. توانمندسازی زنان و برابری میان زنان و مردان، پیش شرط های حصول امنیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی میان مردم است. بنابراین بدون مشارکت کامل نیروی انسانی در هر جامعه ای، دموکراسی، حقوق بشر و توسعه ناتمام می ماند (شجاعی، ۱۳۸۱: ۳۷۸).
شاخص توانمند سازی جنسیتی (ارتقای توانمندی ها برحسب جنسیت)، GEM، میزان مشارکت فعالانه زنان در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به نمایش می گذارد. این معیار بر مشارکت تمرکز نموده، نابرابری جنسیتی را در عرصه های کلیدی سیاسی، اقتصادی و تصمیم گیری، اندازه گیری می کند و درصد زنانی را که در مشاغل مدیریتی جامعه هستند و همچنین، عدم تساوی جنسیتی را در استقلال اقتصادی به شکلی که کسب درآمد منعکس می شود، پیگیری می کند (شجاعی، ۱۳۸۳: ۳۷۷).
از مهم ترین عناصر ساختاری این شاخص می توان به موارد زیر اشاره کرد: مدیران و کارکنان عالی رتبه، متخصصان و دستیاران، سهم نسبی درآمد زنان و سهم کرسی های اشغال شده توسط زنان در مجلس (منبع پیشین، ۳۷۷).
بدیهی است که گنجاندن اهداف جنسیت و توسعه در مراحل مختلف برنامه ریزی به همه امکانات کشور نیاز دارد. اولاً این اهداف باید مشخص و تعریف شوند و سپس در برنامه وارد گردند. ثانیاً چون این مفهوم ها و هدف ها جدید هستند و با روش ها و اندیشه های متعارف مربوط به توسعه تفاوت هایی دارند، ضرورتاً باید گروهی از حامیان آگاه به مباحث جنسیت که مسائل ویژه زنان و مردان را کاملاً در می یابند به صورتی متمرکز پدید آیند و در تشریح اهداف مورد نظر تلاش ورزند. ثالثاً حمایتی که قرار است صورت گیرد، باید به همه سطوح اجرایی و تلاش های توسعه کشانده شود. چنین اقدامی، موجب می شود تا فعالیت هایی منظم و برنامه ریزی شده برای آموزش بوروکراسی در زمینه جنسیت و توسعه، انجام پذیرد (مرکز امور مشارکت زنان، ۱۳۸۳).
توسعه پایدار زاگرس مرکزی و جایگاه زنان
منطقه زاگرس مرکزی به دلایل متعددی نتوانسته است، همانند سایر مناطق کشور در زمینه توسعه به جایگاه مناسب خویش دست یابد. این در حالی است که تنوع و تکثر منابع طبیعی و توانهای محیطی-اکولوژیک این منطقه، نسبت به سایر نواحی و مناطق ایران قابل توجه است. یک از عمده ترین مشکلات و تنگناهای توسعه منطقه زاگرس مرکزی را باید فقدان و نقصان در زمینه بسترهای مشارکت زنان در عرصه توسعه و فراهم نبودن حضور و مشارکت آنان می باشد. اگرچه زنان ایران زمین (بویژه در جامعه عشایری و روستایی) از دیرباز دوشادوش مردان در فعالیت های اقتصادی خانوار از جمله کار در منزل، مزارع، باغات، دامداری و دامپروری و نیز در گذرگاه های سخت کوچ از ییلاق به قشلاق مشارکت داشته و دارند، اما حضور و مشارکت زنان زاگرس نشین در دهه های گذشته در عرصه فعالیت های اجتماعی به دلیل مسائل خاص فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی فراهم نبوده است؛ هرچند حرمت، قداست و جایگاه زنان در منطقه زاگرس مرکزی تا بدان حد قابل احترام بوده است که به گاه سوگند یاد کردن قسم به "شیر مادران و گیسوان بلند آنان" شاهدی بر صداقت و صلابت مردمان زاگرس نشین بوده است.
زنان در منطقه زاگس میانی همچنین در زمان بروز مسائل و مشکلات خاص زندگی کوچ نشینی و روستایی، دوشادوش مردان در رفع مشکلت جامعه خود تلاش می کردند. در شرایط خاص زندگی عشایری که گاه نبرد با دشمن انسانی و طبیعی را به همراه داشته است، زنان زاگرس نشین اسلحه بر دوش و در زمان سختی ها و ناملایمات و جنگ با طبیعت ابزار کار و تلاش و مجاهدت بر دست، به پایمردی مردان و همسرانشان حضوری همیشگی داشته اند.
در این میان، پایین بودن نرخ سواد در بین مردم زاگرس و به تبع آن در بین زنان در سال های قبل از انقلاب اسلامی، فراهم نبودن زمینه آموزش و تحصیلات برای آنان و نیز موانع فرهنگی و اقتصادی در راه تحقق این موارد و استفاده صرف از توان و نیروی کار زنان در راستای تقویت اقتصاد خانوار، از عمده ترین موانع موانع عدم تحقق مشارکت زنان در توسعه پایدار زاگرس مرکزی میباشد؛ مسأله ای که در ده های اخیر، همانند سایر مناطق کشور در این منطقه ملموس بوده و هست.
با عنایت به اینکه امروزه در فرایند توسعه پایدار زاگرس مرکزی به تبع توسعه پایدار ملی، استفاده از ظرفیت ها و توانمندی های موجود در زمینه نیروی انسانی امری اجتناب ناپذیر و الزامی است، لازم است تا با شناخت نقاط قوت و ضعف توسعه این منطقه از یکسو و فرصت ها و تهدیدهای موجود از دیگرسو، با برنامه ریزی جامع نگر و سیستمی و با یک دید آمایشی، در برنامه ریزی توسعه پایدار لحاظ گردند. از آنجاییکه آمایش سرزمین پیشنیاز اصلی و اساسی توسعه پایدار تلقی می گردد و عبارت از ساماندهی نظام فعالیت، جمعیت و محیط (فضا) می باشد، یکی از اضلاع آمایش، جماعات انسانی (زنان و مردان) و میزان مشارکت و فعالیت های آنان است. بدین لحاظ، با دریافتن تنگناها و فرصت ها و با دیدی ماموریت گرا می توان زمینه مشارکت زنان را در تحقق ماموریت اساسی در توسعه زاگرس مرکزی که همانا توسعه پایدار و متوازن می باشد، تسهیل کرد و به توانمندسازی زنان در این منطقه کمک کرد.
نفی باورهای غلط درخصوص تحصیل و اشتغال زنان از سوی خانواده ها و جوامع سنت گرای زاگرس مرکزی (که البته در چندساله اخیر روند مثبتی را طی نموده است)، توسعه شهرنشینی و شهرگرایی، افزایش منابع اطلاعاتی و کسب خبر، تاثیرگذاری قشر تحصیلکرده و دانش آموختگان بر نظام فکری، اعتقادی و باورهای خانواده ها و تحکیم روابط و مناسبات خانواده ها و شهرها، تقویت پیوندهای روستاشهری و ... همه در فراهم ساختن بسترها و زمینه های مشارکت زنان در توسعه موثر بوده اند.
در کنار عوامل یادشده باید به یکسری الزامات و بایدها و باورهای لازم رفتاری – عملکردی از سوی زنان از جمله تقویت و بهبود ارتباطات اجتماعی مبتنی بر احترام و اعتماد متقابل با جامعه و به ویژه جنس مخالف، مشارکت بیشتر در جامعه در فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در راستای ایجاد سرمایه اجتماعی زنان اشاره نمود.
امید است با تحقق پیش شرط های یادشده، در آینده ای نزدیک شاهد آن باشیم که زنان زاگرس مرکزی، استوار و توانمند و زاینده و سرشار چونان رشته کوه های زاگرس در صحنه های مختلف اجتماع ظاهر شوند و در توسعه پایدار و سازندگی ایران، حضور مؤثر یابند و بی شک این حضور چشمگیر خواهد بود؛ یقین بدانیم که افزایش مشارکت و توانمندسازی زنان زاگرس مرکزی نه تنها منافاتی با توسعه و بهبود شرایط زندگی در این منطقه ندارد بلکه زنان می توانند و باید به نیروی فعال توسعه پایدار منطقه زاگرس میانی تبدیل شوند.
* دانشجوی دکتری تخصصص جغرافیا و برنامه ریزی روستایی - دانشگاه شهید بهشتی تهران - مدرس دانشگاه - پژوهشگر مسائل جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی
منابع:
- شجاعی، زهرا (۱۳۸۳)، زنان فردا، مجموعه سخنرانی ها و مقالات زهرا شجاعی، مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز امور مشارکت زنان، جلد اول، ناشر، شرکت انتشارات سوره مهر
- شجاعی، زهرا (۱۳۸۳)، زنان فردا، مجموعه سخنرانی ها و مقالات زهرا شجاعی، مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز امور مشارکت زنان، جلد دوم، ناشر روزنو
- موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی (۱۳۸۱)، مجموعه مقالات همایش، چالش ها و چشم اندازهای توسعه ایران، دفتر دوم، گزارش هم اندیشی زنان و توسعه، تهیه کننده: مرکز امور مشارکت زنان (ریاست جمهوری)، تدوین: موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی، تهران
Sarrafi, Mozaffar (۱۹۹۲). ”Planning The_ory _and Development”, Discussion Paper No, ۳۲.Vancouver, UBC School of Regional Planning. Word Commission on Environment and Development, (WCED ) (۱۹۸۷). Our Commission Future. Oxford University Press.




